" یک دریچه ، که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ( فروغِ فرخزاد) "
رور جهانی کودک بر همه بچه های پاک و معصوم دنیا مبارک
در مراسمی که 16 مهر برگزار گردید اعضا در
ساعت تعيين شده در مرکز حاضر شدند سپس وارد
اتوبوس شديم . بچه ها با در دست داشتن عروسک و بادکنک
در مسيري که کاروان دور شهر
مي چرخيد شادي ميکردند و سرود کانون را مي خواندند .
سپس وارد پارک شديم . اعضا در فضاي باز بوسيله
عروسک هاي کتاب به اجراي نمايش
پرداختند . موضوع نمايش حفظ و نگهداري کتابها توسط اعضا و جلوگيري
از پاره شدن خراب شدن
و کثيف شدن آنها بود . علاوه براين کانون و فعاليت هاي آن نيز توسط بچه ها
و عروسک ها
معرفي شد . سپس مسابقه اي با عنوان بهترين پيام بهداشتي اجرا شد . درپايان همه بچه ها
بازي و سرگرمي انجام دادند و به مرکز برگشتيم .
و اما در روز 17 مهرماه در مراسمی که برای اعضا دختر در مرکز برگزار گردید برنامه های زیر اجرا شد :
قرائت قرآن ، پخش سرود جمهوري اسلامي ، سرود کانون و هم خواني توسط اعضا ، اجراي نمايش " بچه ها کتابها رو دوست دارند " توسط اعضا نوجوان ، شعر خواني توسط اعضا ، نمايش فيلم ننه کلاغه و آقا روباهه و نقد آن ، مسابقه ، قصه گويي مربي ، برگزاري ايستگاه نقاشي ، اجراي نمايش"آرزوي دارا و سارا " توسط مربیان مرکز خانم ها ( شاه کرمي و سجودي )
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 3:0 توسط شاه کرمی
|
حتی یک دقیقه کافی است. نویسنده: آتوسا صالحی. ویراستار: مریم قنواتی.
تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ١٣٨٩. ١٩٢ ص. ٢٢٠٠ تومان. برای
گروه سنی ١٢ سال به بالا.
رها دختر نوجوانی است که با مادر و پدرش در تهران زندگی می کند. تکلیف
درس جغرافی او درباره یکی ازشهرهای ایران است. او دوست دارد جایی را انتخاب
کند که با دیگرشهرها متفاوت باشد. او بدنبال نقشه ایران به سراغ کمد مادر
می رود و به جای نقشه، بسته ای را پیدا می کند که محتویات آن راز تکان
دهنده و هولناکی است. شناسنامه و عروسکی در آن بسته است. شناسنامه هویت
واقعی او را فاش می کند. نام او رها سروستانی متولد بم در سال ۱۳۷۸ است. و
این یعنی مینو و سعید مادر و پدر واقعی او نیستند. از این پس او با پدر و
مادر، با مسئولان مدرسه، با دوستان و همکلاسی هایش و همه و همه دستخوش
بحران می شود. مشاور هم کاری از پیش نمی برد و چون سد در برابر آنان می
ایستد. شرکت در مسابقه کشوری شطرنج و آشنایی با شیرین دختری از کرمان کمی
او را آرام می کند ولی او نقشه دیگری هم در سر دارد. او تصمیم دارد به
تنهایی به کرمان برود ولی مینو او را تنها نمی گذارد و همراهش می رود. او
در کرمان عمه خود را ملاقات می کند و با حقایق تازه ای درباره زلزله و
رویدادهای پس از آن روبرو می شود. دیدن زندگی عمه و دانستن آن حقایق سبب می
شود که او خود را باشتاب به تهران برساند و به آغوش خانواده بازگردد. او
زمانی که مادر از خستگی جلوی تلویزیون به خواب رفته بالش را زیر سرش می
گذارد و پتو را رویش می کشد و آهسته، خیلی آهسته طوری که هیچ کس نشنود در
گوش او زمزمه می کند: "دوستت دارم".
داستان به زیبایی و ژرف بحران های روحی نوجوانان، به ویژه آنان که دستخوش
چنین مشکلاتی هستند را بیان می کند و همانند سازی با آن موجب دلداری آنها
خواهد شد.
حمزه پهلوان
حمزه پهلوان :به دوزبان فارسی مازندرانی، مجموعه مرزپرگهر، بازنویس:
اسدالله عمادی، تصویرگر: رضا لواسانی، تهران، كانون پرورش فكری كودكان و
نوجوانان، ۱۳۸۶، ۳۲ صفحه، مصور رنگی، گروه سنی ۹ تا ۱۲ و بالاتر، ۲۵۰۰
تومان
حمزه پهلوان، پهلوانی مشهور است كه همه پهلوانان آرزو دارند با او كشتی
بگیرند و او را به زمین بزنند تا اعتباری بهدست آورند. روزی از روزها
بهراه میافتد تا برود دنیا را سیروسیاحت كن. در راه سفر دو مرد مدعی
پهلوانی میبیند، آنها را به زمین میزند و بعد با كمال جوانمردی به شاگردی
و همسفری میپذیرد. بعد به جنگل میرسد، با سلطان جنگل مبارزه میكند.
دختری را كه درته چاهی اسیر سلطان جنگل است، نجات میدهدو سپس به شهری
میرسد كه اﮊدهایی آب را به روی مردمان شهر بسته است و ... این قصه قومی
راه و رسم پهلوانی و جوانمردی را در طی سفر حمزه پهلوان و با كنشهای او به
زیبایی نشان میدهد. نكته جالب دیگر اینكه این قصه تركیبی جالب از
بنمایههای قصههای ایرانی است، مثل جوانمردانه رفتاركردن با رقیب،
بنمایه چاهی كه دیوودختری در آن هستند، بنمایه بسته شدن آب شهر توسط
اﮊدها و بنمایه قربانی دادن یك فرد از گروه به یك قدرتمند برای نجات آن
گروه.
در این كتاب همراه بودن گویش مازندرانی با زبان فارسی نوعی احترام به
فرهنگ و گویش غیرفارسی را سبب میشود. بهعلاوه كتاب درپایان، اطلاعاتی
درمورد استان مازندران دارد و درمعرفی منابع علاوه بر كتاب سایتهای مربوطه
را نیز معرفی نموده است. تصاویر این كتاب فضای افسانهای مناسبی را فراهم
میكند.
مرد جوان و خیاط حیله گر
مرد جوان و خیاط حیله گر، بازنویسی: شراره وظیفه شناس، تصویرگر: راشین
خیریه، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۸۷، گروه سنی ۱۰ سال
به بالا ، بها ۱۶۰۰ تومان.
آیا تاکنون شرط بندی کرده اید؟ اگر شرط بندی کرده باشید می دانید کاری
بسیار هیجان انگیز است زیرا پای بردو باخت و اثبات خود در میان است.
مرد جوان و خیاط حیله گر حکایت شرط بندی جوانی است با گروهی از مردم. جوان
شرط می بندد که از پس حیله ی خیاطی بر آید که تا آن زمان هیچ کس از پس او
بر نیامده است. هیچ کس !! شاید تعجب کنید ولی چنین است.
در این حکایت دانستن راز برنده بودن خیاط بسیار جذاب و لذتبخش است. به ویژه
وجود چند لطیفه ی خوب در ضمن حکایت آن را برای مخاطب مقطع دبستانی و
راهنمائی و حتی بزرگسال شیرین تر می کند.
این حکایت بازنویسی خلاقی از کتاب مثنوی مولوی است .
روباه قرمز سلام!
روباه قرمز سلام!. نویسنده و تصویرگر: اریک کارل. مترجم: افسانه شعبان
نژاد. ویراستار: شراره وظیفه شناس. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و
نوجوانان، ١٣٨٧. ٣٢ ص. ١٠٠٠ تومان. برای ٥ تا ٨ سال.
قورباغه کوچولو، روباه قرمز، پروانه بنفش، گربه نارنجی، مار سبز، ماهی
آبی و سگ سیاه و سفید را برای تولدش دعوت می کند. اما وقتی مهمان ها از راه
می رسند مامان قورباغه پاک گیج می شود. روباه قرمز سبز است، پروانه بنفش
زرد است، گربه نارنجی، آبی است، مار سبز، قرمز است، پرنده زرد، بنفش است،
ماهی آبی، نارنجی است و سگ سیاه با لکه های سفید به رنگ سفید با لکه های
سیاه است. قورباغه کوچولو به مامانش می گوید علتش این است که تو به آن ها
به اندازه کافی نگاه نکرده ای.
قورباغه کوچولو به مامانش می گوید که چگونه به آن ها نگاه کند تا به رنگ
اصلی شان درآیند. نه، این یک چشم بندی نیست. بلکه عملکرد اعجاب انگیز چشم
انسان است.
کودکان خواننده در این کتاب باید خود وارد عمل شوند تا راز این چشم بندی را
کشف کنند. اگر قورباغه کوچولو بتواند این چشم بندی را بکند، آن ها هم می
توانند. خوانندگان کوچک این کتاب از این که می توانند در این بازی تغییر
رنگ جانوران شرکت کنند، بسیار لذت می برند. آن ها در آخر که مامان قورباغه،
قورباغه کوچولو را می بوسد و او از خجالت سرخ می شود، از این که خود می
توانند در سرخ شدن قورباغه نقش داشته باشند، خنده شان می گیرد.
در کتاب سلام روباه قرمز، اریک کارل با تصویرهای کلاژ خود، مفهوم رنگ های
مکمل را به کودکان یاد می دهد. اریک کارل بر این باور است که یادگیری تجربه
ای لذت بخش است. در این کتاب تخیلی او از کودکان دعوت می کند تا رنگ های
مکمل را خود کشف کنند، در حالی که از داستان قورباغه کوچولو و دوستان
رنگارنگش هم لذت می برند.
جزیرهی هزار داستان
جزیرهی هزار داستان. نویسنده: ادوارد پکارد، طراح: باربارا کارتر،
مترجم: شهیندخت بهزادی، ویراستار: شهرام رجبزاده، تهران: انتشارات کانون
پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۵، ۱۴۷ ص. گروه سنی بالای ۹ سال
تا به حال بر سر دوراهی ماندهای؟ انتخاب سخت است مگر نه؟ بر سر سه راهی
چطور یا چهار راهی یا چه میدانم مثلا" هزار راهی؟ هر چه تعداد راه ها
بیشتر باشد، انتخاب سختتر میشود مگر نه؟ اما خودمانیم، هیجانانگیزتر هم
میشود مگر نه؟
کتاب جزیرهی هزار داستان را نمیتوانی مثل بقیهی کتابها از اول شروع کنی
و بخوانی تا به صفحهی آخر برسی. در این کتاب ماجراهای مختلفی پیش میآید
که میتوانی به انتخاب خودت به آن ادامه بدهی. ماجرای سفری خیالانگیز است.
یک کشتی که به آرامی روی اقیانوس اطلس حرکت میکند و روی یک صندلی در
عرشهی آن نشستهای و غرق تماشای ماهیهایی هستی که از آب بیرون میپرند که
ناگهان موجی میآید و دیگر چیزی نمیفهمی تا اینکه خودت را روی ماسههای
ساحل میبینی. گرسنه و تشنهای. راه میافتی و میروی تا بینی اینجا کجاست و
چه خبر است اما نمیدانی از کدام راه بروی. از طرف نیزار یا در طول ساحل؟
از اینجاست که دو یا چند راهیها شروع میشود. کتاب به تو میگوید که اگر
میخواهی به طرف نیزار بروی باید به صفحهی ۱۴ بروی و اگر ساحل، به صفحهی
۱۳ و در صفحات بعد با چیزهای دیگری روبرو میشوی مثل بالا رفتن از سنگ،
روبرو شدن با مار، دزد دریایی، حیوانات درنده و خطرناک و همینطور
گزینههای مختلفی در برابرت قرار میگیرد. در این فاصله با ماجراهای جالب و
عجیب و گاهی ترسناکی در جزیره و با بیش از ۳۰ پایان مختلف و هیجانانگیز
روبرو میشوی.همهی اینها در کتابی با حجم و قطعی نسبتا" کم گنجانده شده
است که تصاویری سیاه و سفید و مناسب با متن نیز دارد.
جوجه كوچولو! تیتاپ، تیتاپ، بدو،
جوجه كوچولو! تیتاپ، تیتاپ، بدو، نویسنده: جورج شانون، تصویرگر: لورا
درانزك، مترجم: مینا پورشعبانی، ویراستار: شهرام رجبزاده، تهران، كانون
پرورش فكری كودكان ونوجوانان، ۱۳۸۵، ۳۲ صفحه، مصور رنگی، گروه سنی ۰ تا ۸
سال، ۸۰۰۰ ریال
خانم مرغه هر روز با سه جوجه خود برای خوردن دانه و كرم به باغ میروند.
یك روز سر راه خود سگی را میبینند كه با طناب به درخت بسته شده است و
پارس میكند. جوجهها هم با زبان خوش و هم با تهدید سعی میكنند از كنارش
رد شوند، اما او هر بار پارس میكند و آنها را میترساند. جوجهها زیر
بال مادرشان پنهان میشوند. سرانجام جوجه آخری با شجاعت جلو میرود، تدبیری
به كار میبندد و طناب سگ را دور درخت میپیچاند. به این ترتیب راه برای
رفتن خانم مرغه و جوجهها باز میشود.
موضوع این داستان فانتزی كوتاه، لزوم چارهاندیشی برای حل مشكلات است.
شخصیت اصلی داستان جوجه كوچك خانواده است كه با تدبیر راهی برای رسیدن به
باغ پیدا میكند. زبان داستان روایتی و طنز آلود و تصویرهای آن رنگیاند.
سلطان و آهو
سلطان و آهو، (سلطون و آهو)،
دوزبانه: فارسی و گیلکی، مجموعه مرز پرگهر، بازنویس: ناصر وحدتی، تصویرگر:
پژمان رحیمیزاده، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۶، ۳۲
صفحه، مصور رنگی، گروه سنی ۹ سال به بالا، ۲۵۰۰ تومان
یکی داشت و یکی نداشت. یکی میکاشت و یکی برمیداشت.
پادشاهی به شکار خیلی علاقه داشت. روزی که با عدهای از درباریان میرود به
شکار به دنبال آهویی میرود و از همه دور میافتد و وقتی به خودش میآید،
میبیند هوا دارد تاریک میشود. شب را در جنگل سر میکند. صبح وقتی دارد پی
راه میگردد، به چشمهای میرسد. دختری را آنجا میبیند. عاشقش میشود. به
دختر میگوید مرا به خانهتان ببر تا تو را از پدرت خواستگاری کنم. هنگام
خواستگاری پدر دختر از او میپرسد: "مرد غریبه تو چهکاره هستی؟" پادشاه
میگوید من اصلا کار نمیکنم. فقط دستور میدهم و دیگران انجام میدهند.
پدر میگوید برو عموجان. هروقت کار آبرومندی داشتی، به تو دختر خواهم داد.
پادشاه میرود به قصر و قالیبافی یاد میگیرد و بعد با دختر عروسی میکند.
اما بعد ماجراهایی پرهیجان پیش میآید که میفهمد داشتن کار و تخصص خیلی
مهم است و دستور میدهد همه درباریان مثل بقیه مردم شغلی یاد بگیرند و
هیچکس با دسترنج دیگران زندگی نکند و از مردم فقیر باج و خراج نگیرند. قصه
سلطان و آهو هم مثل تعدادی از قصههای عامیانه به ارزش
کار و حرفه و نکوهش بیکاری و نداشتن تخصص میپردازد. تصاویر کتاب با
رنگهای شاد و زنده، طبیعت و فرهنگ مردم گیلان را نشان میدهد. علاوه بر
این تصاویر، مطالبی افزون بر متن دارند؛ مثل مراسم عروسی و ... که قصه را
تکمیل میکند و کتاب را به سوی کتابهای تصویری میبرد.
میراث فرهنگی ایرانیان
میراث فرهنگی ایرانیان به روایت موزه ملی ایران. نویسنده زهره پریرخ.
تصویرگر: فرهاد جمشیدی. ویراستار: مینو کریم زاده. تهران: کانون پرورش فکری
کودکان و نوجوانان، ١٣٨٧. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،
١٣٨٧. ٢٣٣ صفحه. مصور (رنگی) عکس. برای ١٣ سال به بالا. بها: ١٥هزار تومان.
با خواندن این کتاب، خواننده ی نوجوان می تواند همراه نویسنده سفری
شیرین و شگفت انگیز را آغاز کند. به دیدار مردمی برود که سال ها و قرن ها
در سرزمین ما زندگی کرده اند. در این سفر با آن ها زندگی در غارها، در خانه
های گلی و آجری ... را تجربه کند... در ساخت و سازها، جنگ ها، پیروزی ها و
شکست هایشان شرکت کند. در کتابخانه هایشان کتاب بخواند... با سفالگرها گل
را شکل دهد... و سرانجام، لحظه های تلخ و شیرین زندگی آن ها را احساس کند.
کتاب "میراث فرهنگی ایرانیان" با یک مقدمه و تاریخچه، میراث فرهنگی ایران
باستان و دوران اسلامی شامل: ابزار گوناگون، پیکره ها، دیوار نگاره ها، نقش
های برجسته ی روی دیوارها و دست بافت ها را همراه عکس های زیبا با کیفیت
عالی به خواننده می شناساند. نقشه های کتاب درک متن را برای او آسان تر می
سازد. یک بخش نیز به آشنایی با واحدهای علمی، هنری و فرهنگی موزه ی ملی
ایران اختصاص یافته است.
وجود ٩ کارگاه به نام کارگاه تاریخ که خواننده را به ساخت نمونه هایی از
آثار معرفی شده در کتاب فرا می خواند، ویژگی برجسته ی آن است و سبب می شود
مخاطب نوجوان با ساختن آثاری همسان آنچه در کتاب می بیند به دشواری ساختن
آن ها در سده ها پیش و ارزش میراث فرهنگی سرزمین خود هر چه بیشتر پی ببرد
دیو دیگ به سر
دیو دیگ به سر، یا، این جوری بود که اون جور شد. نویسنده: فرهاد حسن
زاده. تصویرگر: علی خدایی. ویراستار: علی خاکبازان. تهران: کانون پرورش
فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۸. برای ۴ تا ۷ سال
در روستایی که مردمان خیلی ساده و ترسویی زندگی می کردند، چوپانی بود
بنام سمندر که پسری بنام دلاور داشت. آن ها چهل بره و یک بز داشتند. چهل
بره یک طرف و بز هم یکطرف! بزی شیطان و بازیگوش! روزی از روزها بزبزک از
گله جا می ماند. او راه روستا را بلد است، او آنقدر می آید تا به چشمه می
رسد. چند زن کنار چشمه نشسته و مشغول شستن ظرف و لباس هستند. دیگ سیاهی هم
آنجا است که داخل آن سبزی های آش چسبیده است. بزبزک سرش را توی دیگ می کند
ولی دیگر نمی تواند سرش را از دیگ بیرون بیاورد و از همین جا دردسرها شروع
می شود! زنان کنار چشمه با دیدن او خیال می کنند دیو سیاه دیگ به سر آمده
است، و این تازه شروع ماجرا است. بزبزک در سر راه برگشتن به روستا ماجراهای
عجیب و غریبی برایش پیش می آید و داستانی خنده دار و طنز آمیز را می سازد.
داستان زبان ویژه ای دارد که مناسب مخاطب گروه سنی پیش دبستان و دبستان است
و او را درگیر می کند. داستانی که هم خنده دار، هم ماجراجویانه است .کودکان به کمک این کتاب بازی می کنند و سرگرم می شوند.
این همه تلق و ملق
این همه تلق و ملق. نویسنده: سرور کتبی. تصویر گر: علیرضا گلدوزیان.
ویراستار: علی خاکبازان. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ١٣٨٨.
٢٤ ص. گروه سنی ٥ تا ٨ سال. قیمت: ١٣٠٠ تومان.
روزی روزگاری پشت کوه بازاری بود و توی بازار، یک بز، آش شله قلمکار می
پخت و می فروخت. در همسایگی دکان بز، درختی بود تنها و غرغرو که مرتب سر بز
غر می زد که چه طور با سروصدا بخوابد و با بوی چربی آش بیدار شود. اما بز
برای این موضوع راه حل خوبی پیدا می کند که هم درخت از تنهایی بیرون بیاید و
دست از غرغر کردن بردارد و هم مشتری هایش را از دست ندهد.
"این همه تلق و ملق" داستان یک دوستی است با درونمایه روانشناسی و عاطفی.
درختی تنهاست. کسی با او حرف نمی زند. از بلندی و محکمی و سایه خنک او
تعریف نمی کند. کسی به او اهمیت نمی دهد در عوض همه به بز و آش خوشمزه او
توجه دارند.
نویسنده با شگردی تازه و نو، موضوع نیاز افراد را به دوستی و مورد توجه
بودن بیان می کند. فضای داستان یک فضای سنتی – قدیمی ایرانی است. زبان
داستان آهنگین و شعر گونه است با واژه های عامیانه صمیمی که در خور گروه
سنی است و از آن لذت می برد. تصاویر زیبا، زنده و پویا هستند و فضای سنتی
داستان را حفظ کرده اند. داستان قابلیت می توان آن را به صورت نمایش خلاق در کلاس اجرا کرد.
من همانم من همانم
من همانم، من همانم، نویسنده: فریبا کلهر، تصویرگر: ندا عظیمی،
ویراستار: شراره وظیفه شناس، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،
۱۳۸۲، ۲۸ صفحه ، مصور رنگی، گروه سنی ۵ تا ۸ سال، ۵۰۰۰ ریال.
"حاج بابا" پیرمرد تنهایی است. او در خانه اش همدم و مونسی ندارد. تنها
صدای آواز جیرجیرک است که او را سرگرم می کند و از تنهایی و بی حوصلگی نجات
می دهد. جیرجیرک هر روز روی عصای پیرمرد می نشیند و با او همراه می شود.
آن ها با هم به پارک می روند. پیرمرد روی نیمکت می نشیند و هوا می خورد و
جیرجیرک لای علف ها گردش می کند. روزی حاج بابا، جیرجیرک را گم می کند. شب
هر چه منتظر می ماند صدای آوازش را نمی شنود و با غصه می خوابد. اما
جیرجیرک کنار نیمکت همیشگی پیرمرد می نشیند تا او بیاید. بالاخره پیرمرد می
آید. جیرجیرک دوباره روی عصای او می نشیند، با او به خانه بازمی گردد و
برایش آواز می خواند ....
کتاب داستانی کوتاه با درونمایه ای روانشناختی است که ارتباط عاطفی و
احساسی میان دو شخصیت اصلی ( جیرجیرک و پیرمرد ) را بازگو می کند. نویسنده
با زبانی شیرین و ساده داستان زندگی حاج بابا را روایت می کند. شخصیت "حاج
بابا " و کنش های میان او و جیرجیرک ملموس و باور پذیر است. تصاویرجذاب و
کودکانه زوایای گوناگونی از زندگی "حاج بابا" را نمایش می دهند. حالات روحی
"حاج بابا"، غم و غصه او از تنهایی و فضای ساکت و خلوت خانه اش، با خواندن
متن و دیدن تصاویر به راحتی به مخاطب منتقل می شود.
چارلی و کارخانه شکلات سازی
چارلی و کارخانه شکلاتسازی، نویسنده: رولد دال، مترجم: شهلا طهماسبی،
تهران: نشر مرکز (کتاب مریم)، چاپ اول: ۱۳۷۸، ۱۷۱ ص، ۲۹۰۰ تومان.
آقای "ویلی وانکا" شیرینیساز مشهور و صاحب بزرگترین کارخانه
شکلاتسازی، تصمیم دارد با قراردادن پنج بلیط طلایی در شکلاتهایش، فقط و
فقط به پنج بچه اجازه دهد از کارخانه عجیب او بازدید کنند و در پایان
بازدید هم آنقدر به آنها شکلات و آبنبات بدهد که تا پایان عمرشان تمام
نشود. واقعا مسخره است اگر انتظار داشته باشیم که "چارلی باکت" که در
خانوادهای بسیار فقیر زندگی میکند و تنها سالی یکبار آن هم روز تولدش می
تواند یک شکلات وانکا بخرد، برنده یکی از این بلیطها شود. ولی شاید هم
چارلی برنده شد و شاید خیلی چیزهای دیگری هم بدست آورد ...
( رولد دال ) نویسنده
مشهور و خوشفکر ادبیات کودکان، در این اثر به نمایش فقر و خلق امید
پرداخته است. کتاب به نقد تربیت نادرست کودکان پرداخته و برابری فرصت میان
کودکان کمبضاعت و دیگر کودکان را ترویج می کند. کتاب در تقویت قوه تخیل و
رشد خلاقیت کودک نیز موثر است. ترجمه جذاب کتاب، خواندن آن را بسیار دلنشین
کرده است. از روی این اثر، فیلم سینمایی نیز ساخته شده است که شهرت فراوان
دارد.
پیش از بستن چمدان
پیش از بستن چمدان. نویسنده: مینو کریم زاده. ویراستار: شراره وظیفه
شناس. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ١٣٩٠. ١٨۴ ص. ٢٢٠٠
تومان. برای گروه سنی ١٢ سال به بالا
در این داستان برشی از حساس ترین لحظات زندگی دو دختر بنام گلی و دریا
که باید برای آینده خود تصمیم بگیرند، به موازات هم، بازگو می شود. برای
گلی روز یکشنبه هشت آذر می توانست روز مهمی باشد امّا همه چیز به سادگی به
می ریزد. مادر پدر را در فرودگاه در شرایطی می بیند که راهی بجز ترک او
ندارد. آنها پدر را ترک کرده و به منزل پدرجون که مبتلابه بیماری
آلزایمراست می روند. گلی معتقد است درباره پدر زود قضاوت شده و آنان بزودی
کنار هم جمع خواهند شد. امّا ملاقات با پدر بر تمام خیال های او خط بطلان
می کشد. رفتار و گفتار پدر او را آشفته و پریشان می کند و سرگردان و بی هدف
زیر باران در خیابان پرسه می زند و سرانجام از یک پل هوایی سر درمی آورد.
موتور سواری از شرایط هوای بارانی و خلوتی پل استفاده کرده و به او حمله می
کند تا کیفش را برباید. گلی بر روی زمین افتاده و آسیب می بیند. و در همان
لحظه دریا از پنجره اتاقش با یک دوربین چشمی شاهد این ماجرا بر روی پل
است.
دریا دختر جوانی در سال آخر دبیرستان است و شعر و نجوم را دوست دارد و
چون می داند در مقطع کارشناسی رشته نجوم در دانشگاه های ایران وجود ندارد،
تصمیم می گیرد برخلاف میل مادر برای ادامه تحصیل به خارج از ایران برود و
روابط بین مادر و دختر تیره می شود و بهم می خورد و پدر و برادرش فراز هم
قادر نیستند میانجیگری کنند. دریا به کمک راننده جوانی گلی را به بیمارستان
می رساند و از او پرستاری می کند و دوستی بین آنان برقرارمی شود و زندگی
آنان بهم پیوند می خورد، بطوریکه در مدت ۲۴ ساعت انگار عمری با هم دوست
بوده اند.
داستان مشکلات و بحران های جوانان را در انتخاب شغل و رشته تحصیلی و اختلاف
آنان با پدر و مادرشان بخوبی بیان می کند. آنان با همانند سازی با شخصیت
های داستان قادر خواهند بود تصمیم درست بگیرند. اثر برای والدین هم می
تواند مفید باشد که در چنین مواقعی چه رفتاری را با فرزند جوان خود در پیش
بگیرند.
" از شکوفه تا درخت " داستانی بسیار کوتاه با درونمایه
آموزشی و عاطفی است که سعی دارد کودک را با طبیعت و پدیده های طبیعی آشنا
کند. نویسنده با طرح داستانی ساده و شیرین، پیدا شدن غنچه روی شاخه های
درخت بادام، شکوفه زدن غنچه ها، میوه شدن شکوفه ها، افتادن دانه در دل خاک و
رشد دوباره نهال بادام ازدانه را روایت می کند و بخشی از زنجیره طبیعت را
برای کودک به نمایش می گذارد. کودک در کنار شنیدن داستان و لذت بردن از
آن، مراحل رشد یک درخت، به وجود آمدن میوه ها، تبدیل شدن عناصر طبیعی به
یکدیگرو تغییر فصل ها را فرا می گیرد. توجه تنها شخصیت داستان در پایان
کتاب به نهال بادام تازه روییده، کودکان را به شکل غیر مستقیم به دوستی با
طبیعت و رابطه با گیاهان فرا می خواند. متن بسیار کوتاه و ساده کتاب، امکان
مناسب سازی آن را به شکل همزمان برای کودکان کم بینا و کودکان ناشنوا
فراهم کرده است. مناسب سازی این کتاب برای کودکان کم بینا، به شکلی است که
متن داستان در هر صفحه با قلم بسیار درشت دوباره نویسی شده و در کنار هر
تصویر آمده است. صفحه سفید و رنگ تیره نوشته ها و بزرگ بودن کلمات نیز به
کودک کم بینا کمک می کند تا کتاب را بدون کمک گرفتن از بزرگترها، به تنهایی
بخواند. آموزگاران، مربیان و پدر و مادران می توانند بخشی از مفاهیم
داستانی را، با توصیف رنگ ها، فضا و جزئیات تصاویر، به کودک کم بینا انتقال
دهند و لذت خواندن کتاب را برای او دو چندان کنند. مناسب سازی این کتاب
برای کودکان ناشنوا نیز با معنی کردن کلمات دشوار که در گنجینه لغات کودکان
ناشنوا نیست، صورت گرفته است. کلمات دشوار که استفاده روزانه ندارند،
شماره گذاری شده و در کنار هر شماره معنای ساده آن نوشته شده است. مربیان و
آموزگاران کودکان ناشنوا و کم شنوا می توانند مفاهیم کلمات دشوار را با
دوباره خوانی و تکرار از طریق لبخوانی یا زبان اشاره به کودک انتقال دهند.
درک این کلمات برای کودک ناشنوا از طریق تطبیق کلمه با تصویرآسان ترمی شود.
مربیان و پدران و مادران خلاق می توانند با کاشت یک گیاه در یک گلدان
خانگی به همراه کودک و نگهداری از آن، یا مشاهده تغییرات گیاهان باغچه در
فصل های مختلف سال، درک او را از این داستان و چرخه طبیعت عمیق تر کنند.
عدسک
عدسک، دوزبانه فارسی و سیستانی، مجموعه مرز پرگهر، بازنویس: منوچهر
کریمزاده، برگردان: زینب سنچولی، تصویرگر: نرگس محمدی، تهران: کانون پرورش
فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۶، ۳۲ صفحه، مصور رنگی، گروه سنی بالای ۶ سال،
۲۵۰۰ تومان
روزی روزگاری پیرزن و پیرمردی در ده دورافتادهای زندگی میکردند و بچه
نداشتند. آنها آرزو داشتند خدا به آنها بچهای بدهد. یک روز پیرزن داشت
عدس میپخت که یکدفعه عدسی از توی دیگ پرید بیرون. پیرزن خوب نگاه کرد و
دید پسری قد یک عدس دارد کنار دیگ ورجه وورجه میکند ... و بعد پسر گفت: "
من پسر شما عدسک هستم." پسرک وقتی فهمید حاکم پول گندمهای پدرش را نداده
است، گفت: "کسی که پول پدر من را میکشد بالا، قویتر از خودش ندیده تا
حالا!" ... و عدسک میرود تا قصهای بسازد که نشان دهد یک مظلوم کوچک چگونه
در مقابل یک ظالم پرقدرت می جنگد. قصه "عدسک" همان قصه نخودی است که رنگ و
بوی فرهنگ رستم سیستانی گرفته است
شاه میداس
شاه میداس و انگشتان جادویی، نویسنده: شارلوت کرافت، تصویرگر: کینو
کرافت، مترجم: علی خاکبازان، ویراستار: شهرام رجبزاده، تهران: کانون پرورش
فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۵، ۳۴ صفحه، مصوررنگی، گروه سنی ۸ تا ۱۲ سال،
۸۰۰ تومان
شاه میداس عاشق سکههای طلا و دخترش است. وقتی به پیرمردی کمک می کند،
جوانی ظاهر میشود و اعلام میدارد که حاضر است آرزوی او را برآورده سازد.
آرزوی شاه میداس این است که به هرچه دست بزند، طلا شود. جوان آرزوی شاه را
برآورده میکند اما حاصل آن میشود که لطافت، زیبایی و روح زندگی از قصر و
باغ و دخترش رخت برمیبندد. شاه پشیمان میشود و درصدد جبران اشتباه خود
برمیآید. تصاویر رنگی این افسانهی کوتاه که بیشتر از رنگهای زرد طلایی
استفاده شده است، نقشی قابل توجه دارند و موضوع حرص و طمع و فاقد ارزش بودن
طلا در مقایسه با ارزشهای معنوی با زبانی روان به زیبایی تصویر میشود.
داستان چون بیشتر افسانهها کارکرد اخلاقی- تربیتی دارد و عشق میان پدر و
فرزند و عشق به طبیعت را به خوبی بازمینمایاند.
رخش
رخش. بازنویس و بازآفرین: محمد شریفی. ویراستار: مریم قنواتی. تهران:
کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان ۱۳۸۹. ۱۱۶ صفحه. برای ۱۳ سال به بالا.
این اثر داستان زندگی رستم پهلوان ایرانی است که از زبان و نگاه رخش،
اسب رستم روایت می شود. رخش ماجرای همراه شدنش با رستم، سفر رستم به
مازندران برای نجات کی کاووس شاه ایران و گذر ازهفتخوان (جنگ با شیر اژدها
اکوان دیو و دیو سفید)، سفر به سمنگان و دیدار با تهمینه، جنگ با سهراب و
جنگ با اسفندیار تا کشته شدنشان به دست شغاد را بازگو می کند.
آغاز داستان زمانی است که رستم و رخش در گودالی پر از خنجر افتاده و زخمی
اند. خون بسیار از آن ها رفته است. رخش با دردی جانکاه چشم باز می کند و در
مقابل خود فقط آسمانی به اندازه ی دهانه ی چاه می بیند. او بارها بیهوش می
شود و به هوش می آید و در این فاصله ها رفت و برگشت، زندگی خود و رستم از
خاطرش می گذرد. اما داستان تنها مرور خاطرات و بازگشت به گذشته نیست. در
این لحظه های پایانی عمر رستم و رخش، شغاد برادر ناتنی رستم، بارها بر سر
چاه می آید و با نیش زبان زخم های روحی خود را با رستم بازگو می کند؛ به
گونه ای که گفته های شغاد سبب تداعی خاطرات رخش می شود و رابطه ی شغاد با
خانواده اش، زال و رودابه و رستم را بر خواننده آشکار می کند.
در واقع آن چه این اثر را از آثار مشابه جدا می کند و به آن تازگی می بخشد،
گسترش موضوع "علت کشته شدن رستم به دست شغاد" است با به کارگیری تکنیک های
داستان نویسی امروزی و در ساختاری مناسب، درونمایه ای روانشناختی و زبانی
شیوا و عاطفی.
اسب پرنده
اسب پرنده. نویسنده: یوسف قوجوق. ویراستار: مرضیه طلوع اصل. تهران:
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ١٣٨٩. ٤٧ ص. برای ١٢ سال به بالا.
چرخ گاری تاقان در گل فرو رفته و او مدام بر اسب خود شلاق می زند تا
گاری را از میان گل و لای بیرون بکشد، اما نمی تواند. تایتی پیرمرد ریش
سفید روستا به کمک اسب می آید تا مانع آزار و اذیت و شلاق خوردن اسب شود.
تاقان دوست ندارد کسی در کار او دخالت کند و حتی کمک تراکتورران را هم رد
می کند. روزی تعدادی از بچه های روستا برای بازی بر روی تپه می روند و اسب
سفید را همراه با تایتی در آنجا می بینند. تایتی داستان دوستی اسب پرنده و
اسب چران را که با هم گفتگو می کردند و به سرزمین های دیگر پرواز می کردند
را برای آنان نقل می کند. داستان تایتی با دزدیدن اسب پرنده توسط جادوگری
بدجنس و سپس پیدا کردن اسب توسط اسب چران و پیدا کردن داروی مداوای خان
خاتمه پیدا می کند. تایتی هم خانه اش را به ازای به دست آوردن اسب سفید به
تاقان می دهد و مانند نوری از آن دیار می رود. گاری هم همچنان در جلوی
مغازه پا در هوا می ماند.
داستانی است که نوجوانان را با باورها واعتقادات مردم ترکمن آشنا می کند
و هم علاقه مردم این سرزمین به اسب و اهمیتی که این حیوان برای آنان دارد
را نشان می دهد و همچنین رویارویی ابزار سنتی را در برابر ابزار مکانیزه به
نمایش می گذارد. داستان قابلیت نمایشی شدن هم دارد.
بازی با انگشت ها
بازی با انگشتها، شاعر: مصطفی رحماندوست، تصویرگر: هاله لادن،
ویراستار: شراره وظیفه شناس. تهران: انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و
نوجوانان، ۱۳۸۳، ۴۹ صفحه، مصور رنگی، گروه سنی ۰ تا ۴ و ۵ تا ۸ سال، قیمت
۸۵۰۰ ریال
"بازی با انگشت ها" کتابی است با ۱۶ شعر و ۱۶ قصه از "پنج انگشت دست،
"برگرفته از بازی ایرانی و کهن "لی لی لی لی حوضک" که همواره مورد علاقه
کودکان بوده است.
این کتاب تلفیق شیرینی از "شعر"، "بازی"،" قصه" و "نمایش" است که هر
کدام ابزار مناسبی برای آموزش به کودکان است. انگشت ها در هر قصه از این
کتاب، وارد ماجرای تازه ای می شوند و به بازیگرانی جدید، جاندار و زنده
تبدیل می شوند. راهنمای اجرای هر بازی در هر صفحه با حروف کوچکتر آورده شده
است و هر قطعه شعر همراه با روش قصه گویی، چگونگی انجام آن بازی را در
اختیار مادر، پدر، آموزگار یا مربی کودک قرار می دهد.
در دست گرفتن دستان کودک توسط مادر یا مربی، ارتباط روحی و عاطفی میان
آن ها را قوت می بخشد که وجود این ارتباط از نیازهای مهم در رشد عاطفی کودک
به ویژه؛ گروه سنی الف و ب به شمار می رود. شنیدن همزمان قصه و بالا و
پایین بردن انگشتان کودک ضمن بازی، سبب تقویت قدرت عضلات و مفاصل او می شود
و میان حرکات انگشتان دست و تجزیه و تحلیل مغز کودک، ارتباط و هماهنگی
ایجاد می کند.
تصویرگر نیز توانسته با نمایش زوایای گوناگون انگشتان دست و فرم قرار
گرفتن آن ها توجه کودک را به اعضای بدن خود جلب کند. تصاویر شیرین و جذاب
است و با جزئیات فراوانی که دارد جای کنکاش و جستجو را برای مخاطب کودک باز
می گذارد. کودک با دیدن تصاویر، مفاهیمی چون ترتیب و اندازه را درک می کند و با شنیدن هر شعر و قصه با صدای حیوانات، فصل ها، میوه ها و اعداد
آشنا می شود. تصاویر شاد و کودکانه در کنار آهنگین بودن کلام قصه و تکرار
کلمات در ترانه بازی ها، به خاطر سپردن شعر و قصه را برای کودک آسان می
کند. اجرای این بازی ها با انگشتان کودک بسیار جذاب و نشاط آور است و در هر
مکان و موقعیتی قابل اجراست و نیازی به ابزار کمک آموزشی ندارد. مادران،
آموزگاران و مربیان خلاق می توانند با کشیدن نقاشی های ساده با وسایل مناسب
روی انگشتان دست خود یا کودک، بازی و قصه را شیرین تر کنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21:40 توسط شاه کرمی
|
در این مراسم جناب آقای سید صادق رضایی مدیرعامل کانون پس از سخنرانی به
تجلیل از گروه های برگزیده سومین جشنواره سراسری نشریه نگاری امام رضا (ع)
پرداخت و از همه کودکان و نوجوانانی که در این فعالیت و سایر جشنواره های رضوی
شرکت کرده بودند تشکر کرد.
در ادامه، مهندس صادق عابدین، استاندار فارس از برگزاری این جشنواره و این مراسم
در استان فارس تشکر کرد . سپس جناب آقای حق پرست مدیر کانون استان فارس و
دبیر جشنواره نشریه نگاری امام رضا (ع) نیز در ابتدای این مراسم ضمن خوش
آمدگویی به مهمانان، مدیران، مربیان و اعضای حاضر در برنامه، به ارایه گزارشی از
چگونگی برگزاری سومین دوره در استان فارس پرداخت و گفت:
در این دوره نزدیک به 1800 نشریه تولید و ارایه شد که نسبت به سال قبل بیش از 90
درصد افزایش اثر داشتیم. همچنین در این دوره از تمامی استان ها در جشنواره سوم
شرکت کننده داشتیم که این حضور بسیار فعال در مقایسه با دو سال قبل چشمگیر
بود
استان های فارس، تهران و خراسان رضویبیشترین آمار شرکت کنندگان را داشتند .قصه
گویی، اجرای سرود، پخش انیمیشن، کلیپ جشنواره های قبلی و قرائت بیانیه توسط
یکی از اعضای هیات داوران، از جمله برنامه های مراسم تجلیل از گروه های
برگزیده سومین جشنواره نشریه نگاری امام
رضا(ع) بود.
اسامی گروه های برگزیده سومین جشنواره نشریه نگاری امام رضا(ع) به شرح زیر اعلام شد:
بخش کاغذی
-1 تهرانمرکز اندیشه تهرانبا نشریه ی نگارخانه ی رضوان -2 مرکز 2 بوشهربا نشریه ی آرزوی زیارت 3 - همدان- ملایر با نشریه ی رضای ولایت 4 - مرکز 25 تهران با نشریه یفرش تا عرش 5 - البرز-مرکز هشتگرد با نشریه ی گلی از گلستان رضوی 6 - اصفهان-مرکز 10 با نشریه ی شمیم رحمت
بخش الکترونیکی
1- استان فارس- لارستان با نشریه ی خاطرات ماندگار 2- استان فارس- فیروزآباد با عطر امام رضا(ع)
در پایان این مراسم از فعال ترین مراکز استان و فعال ترین مربی ها در جشنواره
های رضوی با اهداء لوح سپاس تقدیر شد که مربی خوب مرکزمان خانم شاه کرمی
نیز یکی از این مربی ها بود .
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19:24 توسط شاه کرمی
|
در این وبلاک قصد داریم همه عزیزان بازدید کننده را با مرکز خوبمان و فعالیت هایی که با هم و در کنار هم انجام می دهیم و شهر خوب و باصفایمان، کازرون ( شهر سبز )آشنا کنیم . ا